محمد الريشهري

21

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

آمد ، بر [ سرِ ] شما نيامده است ؟ آنان ، دچار سختى و زيان شدند و به [ هول و ] تكان درآمدند ، تا جايى كه پيامبر [ خدا ] و كسانى كه با وى ايمان آورده بودند ، گفتند : " يارى خدا كِى خواهد بود ؟ " . هش دار ، كه پيروزى خدا نزديك است ! " . حديث 9160 . امام صادق عليه السلام : هنگامى كه پيامبر خدا خندق را مىكَنْد ، مسلمانان به مانعى برخوردند . پيامبر خدا ، كلنگ را از دست اميرمؤمنان يا سلمان گرفت و ضربه‌اى بر آن فرود آورد كه سه تكّه شد . در اين هنگام ، پيامبر خدا فرمود : " خداوند با اين ضربه من ، گنج‌هاى كسرا و قيصر را برايم گشود " . يكى از افراد به رفيقش گفت : وعده گنج‌هاى كسرا و قيصر را به ما مىدهد ، در حالى كه هيچ يك از ما [ از بيم دشمن ] قادر نيست براى قضاى حاجت ، بيرون رود ! 9161 . كنز العمّال به نقل از بَراء بن عازِب : هنگامى كه پيامبر خدا به ما دستور حفر خندق را داد ، در قسمتى از خندق به سنگ بسيار بزرگ و سختى برخورديم كه تيشه‌ها در آن ، كارگر نبود . به پيامبر خدا اطّلاع داديم و ايشان آمد . چون پيامبر صلى اللّه عليه و آله سنگ را ديد ، لباسش را كَنْد و كلنگ را گرفت و گفت : " به نام خدا ! " . آن گاه ، ضربه‌اى زد كه يكْ سومِ تخته سنگ شكست . سپس گفت : " اللّه اكبر ! كليدهاى شام به من داده شد . به خدا سوگند كه هم‌اينك ، كاخ‌هاى سرخ آن را مىبينم ! " . سپس ضربه دوم را زد و يكْ سومِ ديگر تخته سنگ شكسته شد . آن گاه گفت : " اللّه اكبر ! كليدهاى ايران به من داده شد . به خدا سوگند كه كاخ‌هاى سفيد مدائن را مىبينم ! " . آن گاه ، ضربه سوم را فرود آورد و گفت : " به نام خدا ! " . در اين هنگام ، باقىمانده سنگ شكست . سپس گفت : " اللّه اكبر ! كليدهاى يمن به من داده شد ، به خدا سوگند ، هم اينك از همين جا دروازه‌هاى صنعا را مىبينم ! " . 9162 . كنز العمّال به نقل از ابىّ بن عبّاس بن سهل ، از پدرش ، از جدّش : در روز خندق با پيامبر خدا بوديم . ايشان ، تيشه را گرفت و ضربه‌اى زد كه به سنگى خورد و صدا كرد . پيامبر خدا